اشعاری که در ذیل آمده است مجموعه ای از اشعار فولکوریک لر زبانهای منطقه قزوین است که قریب به چهار قرن است که از سرزمین لرستان به قزوین تبعید شده اند.
این قوم با وجود اینکه چند صد سال از زادگاه نژادی خو دور بوده اند اما هنوز هم با زبان لری تکلم می کنند ولباس محلی لری (لرستان۳قرن پیش نه لرستان امروز )را به تن می کنند .این اشعار حکایت ماندگاری از ادبیات شفاهی این مردم است که تا به امروز سینه به سینه چرخیده است .این اشعار را در این منطقه هی نباته می نامند کما اینکه به این نوع شعر در لرستان چهل سرود می گویند این ابیات که تک بیتی ست توسط یک نفر در مراسم عروسی که سر دسته (سر چوپی) است خوانده شده و مابقی کسانی که در مراسم رقص چوپی شرکت کرده اند یک بیت برگردان با وزن فاعلاتن فاعلاتن (هی نباته هی نباته )را پس از پایان هر تک بیت به صورت دستجمعی می خوانند . گزیده ای از این تک بیتی ها را در ذیل مرور می کنیم شاید تلفظ این شعر ها برای کسانی که آشنایی چندانی با زبان لری ندارند سخت باشد برای حل این مشکل در صددم تا روشی را برای آوا نگاری آنها بیاورم اما در حال حاضر متن شعر و ترجمه فارسی آنها را آورده ام امید که مقبول واقع شود .
اولش نوم خدا وا تندرسی
بکشید چوپی د مینه ایی عروسی
(اولش با نام خدا و آرزوی تندرستی /چوپی بگیرید در میان این عروسی )
چوپی :در تمام عروسی های لرها مردان و زنان دستهای همدیگر را گرفته وبا صدای رهل و سرنا رقص دسته جمعی داشته که به این نوع رقص چوپی میگویند.
برارون چگینی جمع بینه دیرش
ای خدا مارک کنه ایی کار خیرش
(برادران چگینی جمع شده اند دورش /الهی خدا این کار خیر را مبارک کند)
بکشید چوپی مینه حیش و حیاطش
مشت مشت بر بکنید نقل و نباتش
( چوپی بکشید در حیاط او /مشت مشت نقل و نبات عروسیش را بین میهمانان تقسیم کنید )
جرین جنگ سر نیزه تفنگ پنج تیر
ریتو و دوست جو بیتو ایفتامه و گیر
(صدای جرین جنگ سر نیزه با صدای تفنگ ۵ تیربا آمیخته شده است / بروید به یار عزیز من بگویید که گیر افتاده ام )
سرمه دون زرباف و میلش نقره ی نو
می کشی د چش که جایل عاشقت بو
(سرمه دان زرباف است ومیل آن نقره نو /سرمه به چشم می کشد که جوان ها عاشقش شوند)سرمه دون زرباف و میلش نقره خام
ایی دل پر حسرتم ایفتایه د دام
(سرمه دان زرباف است ومیل آن نقره/این دل پر از حسرت من به دام افتاده است)
سیزه بو ام سیزه دایم سیزه کسم
سیزه پیرم کرد عصا د و دسم
(این دختر سبزه جای پدرم مادرم و همه کسم را گرفته است / او مرا پیر کرده وعصا بدستم داده )
سیزه سی بایم چشی ایطو نمو ء
یه تشی ون و دلم که خو نموء
(دختر سبزه چشم بادامی که اینطور نمی شود/یک آتشی به جام انداخته که خوب نمی شود )
گردون د گردنش تا گردون جا
هی د سر ماچش بکی تا پنجه ی پا
(گردنبند به گردنش انداخته تا جای گردنبند /باید اورااز سر بوسید تا پنجه پا )
سنگ مرمر بنی ام د رک دامت
یه روز د عمرم بمونه میا بحامت
(سنگ مرمر میگذارم مانند دام در مسیر تو / اگر یک روز از عمرم بماند تو را خواهم گرفت )
وا گلی عهد بستم و مه گل بردم
لیای گل د خنه مه جو سپردم
(من با یک گل عهد بسته ام و من گل را بردم / لبهای گل در خنده بود که من جان سپردم )
چشمه یای خودرو سیز کردن د طارم
سیزها خو خو میرن آو دش میارن
(چشمه های خود رو در منطقه طارم جوشیدن گرفته اند/و دختران سبزه خوب و خوشگل از آنها آب می اورند )
کیزنه ورداشت و رته آو بیاره
پیز پاش تا وه زونی وامه دیاره
(کوزه را برداشته رفته است سر چشمه آب بیاورد / سفیدی پاهایش تا به زانو معلوم است )
سر سینه ت مکه سه حونه خداسه
لای رییات آینه قبله نماسه
(سر و سینه تو مانند مکه که خانه خداست عزیز است / گونه های تو مانند آیین قبله نماست )
سر سینه ت حوض بسته گنه کاری
گو و گلاش بزنی گل دش بکاری
(سرو سینه تو حوضی ست پر از گناه /باید آنرا شخم زد و در آن گندم کاشت )
نازنین بالا بلن جومه طلایی
امروز دیمت د حموم در میایی
(ای نازنین بالا بلند پیراهن طلایی / امروز ترا دیدم که از حمام می آمدی )
نظرم ایفتایه و او حونیاتو
می ترسم د چو و رو زن و زاتو
(نگاهم افتاده به خانه های شما / اما از بهتان ها ی زنان همسایه ی تو می ترسم )
سیزه سی آهو قدی هام دو کمینت
میا بوام اجاره دار او زمینت
(ای دختر سبزه اهو قد من در کمین تو هستم / می خواهم مستاجر ملک و زمین تو شوم )
رتمه معلم خونی آو که میونه
بی بی جو تارفم کرد گت:بیا حونه
(رفته بودم به روستای معلم خانی سر چشمه میانه / بی بی جان م تعارف کرد که:بیا خانه)
دوسه مه ینه نی یکی هنی یه
دوسه مه یه چش سیا گورزنیه
(یار من این نیست یکی دیگر است / یار من یک دختر از طایفه گودرزوند هاست که چشمهای سیاهی دارد )
میر خوونی میر خوونی میرخوونی
دس ونی مین دلم جیرمه کنی
(ای دختر میرخوند ی ایدختر میر خوندی ای دختر میرخوندی /دست انداخته توی دلم و جگرم را کنده ای )
سفارش کردم و حموم زنونه
ای گروه که میایه پیل دش نسونه
(به صاحب حمام زنانه سفارش کرده ام /از این گروه که می آیند پول نگیرد )
امروز هفته حموم دخترونه
بپرس د پیرزنو شما چتو نه؟
(امروز هفته حمام دختران است /به پیرزنان بگویید شما چه می خواهید ؟)
همه روز ور چشمه خوو میایی
بخصوص روزی که د حموم در میویی
(همیشه برای من خوب و خوشگل هستی /مخصوصا وقتی که از حماممی آیی)
پا نیام د او بلم غرق بیم و دریا
نه رنگ خشکی مینم نه رنگ صحرا
(پایم را داخل بلم گذاشتم وغرق شدم /حالا نه رنگ خشکی را می بینم نه رنگ صحرا را)
مه که نار مال دنیا بسیاری
برزم د او شورو بی گواری
(من که مال دنیای بسیاری ندارم /تا بی دغدغه انرا داخل آب رود خانه شاهرود بریزم)
هر جوونی عاشقه دو دیر دیاره
رنگ ریش زرده و چشیاکش خماره ( هر جوانی که عاشق شود از دور معلوم است / رنگ رخسارش پریده وچشمانش خمار است )
قفل سینت بهتره د قفل مکه
لای ریت د زیر بوسه زیه لکه
( قفل سینه تو از قفل مکه برای من بهتر است /گونه های تو از شدت بوسه لک زده است)
چش سی دوری و برمیا ذغولی
گرده گرده می کنی چی میش کولی
( چشم سیاه و ابروهایی به رنگ ذغال داری / مانند گوسفند کولی هی سرت را بالا و پایین می کنی )ای دل دردوم سقه حال خرووت
کی قدغن کردنه ره که سر اووت
( ای دل پر درد مند فدای حال خرابت /از کی قدغن کرده اند که سر چشمه نیایی؟)
چشی چشی دوسه جو برده امونم
چی کنم تا سر ای پاییز بمونم
( اشارات چشم دوست امانم را بریده است /چکار کنم که تا پاییز زنده بمانم ؟)
دخت ری او می رووه وابیه طره ش
چشی چشی می کنه نیایه میره ش
( دختری سر چشمه آب برمی داردو روسری اش افتاده /اینور و آنور را نگاه می کند مبادا شوهرش بیاید )
می نشینم سر کیچه دس و زونی
تا بینم کی میایه او یار جونی
( می نشینم سر کوچه شما دست به زانو / تا ببینم که ان یار عزیز کی می آید )
هر محلی که ناره یه طره زردی
بیره او محلنه یه باد سردی
( هر روستایی که دختری با روسری زرد ندارد/ امیدوارم که آن روستا را باد سردی ببرد )
هر محلی که نار یه طره کویی
بیره او محلنه یه باد خویی
( هر روستایی که دختری با روسری آبی ندارد/ امیدوارم که آن روستا را باد خوبی ببرد)
د نظیمن رد مویی یه کوسیا سه
هر که یو زه بحواه بختش سیاسه
از روستای نظامیوند که رد شوی به روستای کوسه می رسی / هر کس از اینها زن بگیرد بختش سیاه می شود)
دختر بالا بلن با حجویی
کشیه مین دلم سیخ کوویی
(یک دختر بالا بلند با حجابی / کشیده است سیخ کباب در دل من )
سر نیام د کنج غم گری بحفتم
کنج غم ره میس و هوارش گریتم
(سرم را کنج غم گذاشتم تا یک لحظه بخوابم /کنج غم فرو ریخت و آوارش مرا گرفت )
سنگ د کوه بی وا گلو ایفتا و دامو
غم دوری بد تره د کنج زندو
(سنگ از کوه سرازیر شد و به دامنه افتاد/ غم دوری از کنج زندان بدتر است )
د زمی سنگ میواره د آسمو سیل
دوسکم چی اوله وامه ناره میل
(از زمین سنگ می بارد و از آسمان سیل /ودستم مانند اول میلش با من نیست )
نمی هیلم منه او ده بکنی شی
یا میزن می کشنم یا می کنم خی
(نمی گذارم در آن روستا شوهر کنی /یا میزنند مرا می کشند یامن یکی را می کشم )
ایل میر خوند دارن سلیقه یا خو
می بافن گرز و گولینگ اوساریا نو
(ایل میرخوند چگینی سلیقه های خوبی دارند /جاجیم ها وافسار های خوبی می بافند )
ایل میر خوند که هفتاد خانوارن
اول بهار د موقع کوچ و بارن
(ایل میر خوند چگینی هفتاد خانوارند/اول بهار موقع کوچ آنهاست )
حونه بووه دوسکم دوش کردنه بار
خووه مرگم برده بی نیم خبر دار
(خانواده پدر یارم دیشب کوج کردند /انگارخواب مرگ مرا برده بود که خبردار نشدم )
انگلیس کار خدانه کرده وارو
تخته چو وا حلبینه کرده بالو
(انگلیس کار خدا را وارونه کرده است /ازیک تخته چوب و حلبی هواپیما درست کرده )
گور میا آمیرکایی کردنه پاشو
بویی و پیش مرگشو وا میریاشو
(جوراب های امریکایی پا کرده اند / پیشمرگ اینها شوم با شوهرانشان)
جاده که مازندرو همش تونیله
یه کار رضا شاه نی یه کار پیله
(جاده مازندران سراسر تونل است /این کار رضا شاه نیست این کار پول است)
جاده که مازندرو خط هزار چم
ای خدا سایه رضا شاه نه نکی کم
(جاده مازندران خط هزار چم /خدایا سایه رضا شاه را از سر ما کم نکنی )
سر سینت حیض بسته زندگونی
د طلا بالاتره دوره جوونی
(سر سینه تو مانند چشمه آب حیات است/از طلا با ارزشتر است دوره جوانی )
سر قیرم بنویس گه لی و دوسم
وخت مرده نیمایه لیاشه بوسم
(سر قبرم بنویس گلایه از دوستم/که هنگام جان دادن نیامد که لبانش را ببوسم )
کولایی سیت می زنم د برگ بایم
نه شره وات بو حوره نه باد طارم
(سایه بانی برایت درست می کنم از برگ بادام / نه باد شره به تو بخورد نه باد طارم)
کولایی سیت می زنم د برگ انجیل
نه شره وات بحوره نه باد منجیل
(سایه بانی برایت درست میکنم از برک انجیر/تا نه باد شره به تو بخورد نه باد منجیل )
وختی که تو گپ بیدی مه بچه بی ام
خاک عالم دو سرم وات گل نچی ام
(وقتی که تو بزرگ بودی من بچه بودم /خاک عام برسرمن باد که با تو گلی نچیدم)
چی کموتر تنگ نیزار بیه لیزم
چشی چشی می کنم شی بگریزم
(مانند کبوتری کنج نیزار پناه گرفته ام /منتظرم تا شب بشود و بگریزم)
دایه خوش قرمزه دختر قرمزی پوش
چی برنج د مین غذگاه می حوره جوش
(مادر با دخترش لباس قرمز پوشیده اند /مانند برنج داخل دیگ جوش آمده است )
دایه خوش افتو دختر ماه نو ه
دایه خوش سیزه و دختر سیزه رو ه
(مادر مانند آفتاب است دخترش مانند ماه نو/مادر سبزه است و دخترش سبزه رو )
دوسکم پای پتی رته و صحرا
پوس دلکم بکنید سیش بکید پلا
(دوستم پای برهنه به صحرا رفته است /پوست دلم را بکنید و برایش کفش درست کنید)
واخداسه واخداسه واخداسه
چش برمت خین ای چن تا پیاسه
(به خدا قسم/ چشم و ابروی تو خون بهای این چند نفر مرد است )
کجا نت درد می کنه ای یار جونی
پام د حار درد می کنه تا بیخ زونی
(کجایت درد میکند ای یار عزیزم؟/:پای درد می کند تا بیخ زانو )
گور میکه ایریشمی مخصوص پاشه
دوس ایه منه بحا جونم د راشه
(جورابهای ابریشم مخصوص پای آنهاست/دوست اگر مرا بخواهد جان در راهش می گذارم )
دوسه جونی دوسه جونی میا بمیرم
مدت دو سال دس دولت اسیرم
(ای دوست بهتر از می خواهم بمیرم /مدت دو سال برای خدمت سربازی دست دولت اسیرم)
شی د بی خووی و روز د بچه دوری
خرج مو خین دل وا آه زوری
(شب از بی خوابی و روز از بچه داری / خرج ما خون دل است و آه و زاری )
مه که د او دوسکم بدی ندی ام
و حرف یه نا کسی دس دش کشی ام
(من که از دوستم بدی ندیده بودم /اشتباه کردم و با حرف نا کسی دست از او کشیدم )
گردنه یوز باچایی آوو شیب طارم
یه دوس نازک دلی مه اوچه دارم
(گردنه یوزباش چای سرا شیبی طارم / یک دوست نازک دلی من آنجا دارم )
دمین علاف راسا ایفتامه تورش
مه کمی سرعت میرت وای گده دورش
(توی بازار علاف راستای قزوین او را دنبال کردم / مگه کم سرعت می رفت با اینکه حامله بود)
سر کشیم دو پنجره دیم خووش برده
واش گتم: بوسی به مه گت :هام د روزه
(سر کشیدم توی پنجره دیدم که خوابش برده است /به او گفتم بوسه ای به من بده گفت:من روزه هستم)
سر کشیم دو پنجره دیم خووش برده
زلفیاش دور و دراز چی مار مرده
(سر کشیدم توی پنجره دیدم که خوابش برده است/ زلفهایش به دارازای یک مار مرده بود )
مه کرم تو دختری ریمو بیایمو
هر که پرسی میمو که تاته زا ایم
(من پسرم و تو دختری با هم رفت وآمد کنیم / هرکسی از ما پرسید می گوییم پسر عمو و دختر عمو هستیم )
دختری آوو میوری آوو که تو سرده
آوو دس تاته زا درمون درده
( ای دختری که آب می آوری آب تو سرد است / آب دست دختر عمو دوای درد است )
یه حموم که زواره چن پله حرده
حموم چی خویی ناره مینش بیرده
(این حمام روستای زویار است که چند تا پله دارد / حیف که حمامچی خوبی ندارد توی آن بگردد)
شی د بی خووی و روز د کوچ باریم
آموخته آوو گولوو پشت زواریم
شب از بی خوابی و روز هم در حال کوچیم / چه کنیم که به آب روستای گولوو پشت زویار عادت کرده ایم )
رفیقو رتنه ایما دیرمونه
بوسی بازی بکنیم کسی چه مونه
(دوستانم رفته اند وما دیرمان شده است / بیا همدیگر را ببوسیم کسی نمی فهمد )
افتو یه ننیش که ایما دیرمونه
چن سوار دو چگینی مهمونمونه
(ای آفتاب غروب نکن که ما دیرمان شده است /چند سوار از ایل چگینی مهمان ما هستند )
ها کجا یه قاصد خداشناسی ؟
بزنه ته دوسکم یه حرف راسی
(کجاست یک قاصد خدا شناسی /از جانب من پیغام مرا صادقانه به او برساند )
قاصدی دو شر شی کشیمه گوشه
دوسه جو گته بتو چش دم بپوشه
(قاصدی در دل شب مرا به گوشه ای کشانده/ که دوست من گفته به او بگویید از من چشم بپوشد )
د کوونو رد مو ایی یه پاچناره
چش و سرمه دوسه جو ایر بهاره
از روستای کووند که رد شوی پاچنار است
چشم و سرمه یارم ابرم بهار است
پا نیام د نرده بو غلط بیم و دیوار
باغبو دو بخت سوختم بی خبر دار
پا گذاشتم روی نردبان از دیوار افتادم
از بخت سوخته من باغبان خبردارشد
بمیره او باغبو که مینه باغت
بمیره میرت که تازه بو اء داغت
بمیرد آن باغبانی که در باغ توست
شوهرت بمیرد و داغت تازه شود
همسایه که دس چپ وام کاری ناره
همسایه که دس راس وام دس براره
همسایه دست چپ کاری به کارم ندارد
همسایه دست راست با من رفیق است
بسم الله نوم خدا د نو دوباره
کل عالم و سقه عزیز خیاره
بسم الله نام خداست از نو و دوباره شروع می کنم
کل دنیا فدای یار عزیزم باد
کل عالم و سقه یه تار گیست
خداوند بکشتیه او میره پیست
کل دنیا فدای یه تار مویت
خدا بکشد آن شوهر بد قیافه ات را
مال بوام و سقه باریکی قیت
والله حس نارم که ایم شی بینیشم تیت
حیف توو که می سرت بوا اسپی
قدغن کردنه که نیرم د مین دی
بخدا سه بکشیم خینم حلالت
مه سقه او چشیات وا لی و خالت
زندگیم و سقه زلف غنج و منجت
تو حلال کو بوسیاکه سر زنجت
دو تا دختر رتنه سی آوو چویی
قانونی رایی بیه هردن بحویی
یکیشو آوو می رووه آوو می کنه کف
یکیشو د زیر لی وام می زنه حرف
مو حوری ایی آو ییلاق نوش جونت
شره که طارم بوریه تا امونت
نشسی د سر آو پایانه می شست
چشیاش لیله تفنگ کو یانه می جست
می کشن چوپی وا اوو دسمالیاشو
گولینگ چهار شاهی گریته ساق پاشو
ساق پاش اسپی بلن دو کیش نشینه
لی و دونش چی قلم هی حا دخینه
چش سی دوری و برمت رنه تیر
حرفیات چی قلابی دو دل میزه گیر
خال کویی یار منه ایقه نرنجو
مرغی وا جیجه د ری سینش بسنجو
صحرایا دارن غبار ییلاقیا مه
ایی دلم سی دو سه جونی می کنه دی
یو نجه زاری کاشتیه دو در حونه
باغبونه تو کیه ناره نشونه؟
باغبون مه وه سه که حا لی بو
تیر اندازی زیشه او چه می که جو
ممیرزا بوه هرم کاکه طووس جو
لششه چی حاکمی بردنه تیرو
هولو یه دسی بمال سر ایی نمه
دس تی تا قلم جا رت خین قمه
سوغوتی که دوسه جو سیف و اناره
به گمونم رتنش اجازه ناره
وزیارت که مری ار بیری قلفش
جفتی لام روشنا بیه د زیر زلفش
مادیون هیله جاجم ترکمنی
برایل دیمت که گوله می جکنی
بر ایل دیمت که هیمه میشکنویی
بی تش و بی دی چه داغی وم نیویی
برق برق اسکانیاش گوشمه کر کد
سماور زه دو زمی چوویی نه دم کد
گوشواریا لای ریت باد می جمونه
کری می حام بیره دت بوسی بسونه
چش کت سیه و برمت رنه ی تیر
حرفتو ون واو دلم یه قلف و زنجیر
مه چنو بسته بیدی اوو چش راسم
تاته زام د حونه بی غریبه حاسم
هی نباته گوتنت جوو و فداته
د سر او تخت زرین جای پاته
چوپی کش چی فوج سرباز صف کشینه
دماوند گویا و دریا ره برینه
لی و دو اسپی قلمی زونه مووری
رختسی دو چال سینش پنج زووری
جرین جنگ سر نیزه تفنگ برنو
نمی هیلن شی د سنگر بکنیم خو
ژنراله افسره ریس کله
تفنگه مین قدش پره د گوله
بارونه بارو نوار برفی نیر پا
عزیزم ها دو سفر دو سوز سرما
دایه دایه می کنم دایه د خووه
قمقمه که ارتشیم پرش د آووه
حوونه بووه دوسه جو دو داش مکونه
گیسیای دوسه جو چی هرزونه
گیسییاش دور و دراز تا بن گوشش
زندگونیم و سقه او عقل و هوشش
یه گلی دیم نشسی د سر ای جوو
گردنش شاخ نبات ریش چی مه نوو
یه بهشتی وا بیه مین حیاطش
قرمزی پوشو همه بینه خیاطش
د حموم در ایمایه ساکی و دسش
اسیرم کرده نه او دو چش مسش
چش تو مس چش توو خس برم کشییه
ایی جومه شالموزه به کی سیت خریه

