نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم مهر 1388 توسط احد چگینی
|
قدم خیر !
برنوی کهنه ات کجاست؟
سربازان اجنبی دارند به ایل می رسند
قطار و فشنگت را
تمام غیرت زمین و دشت را بردار
چقدر "تنگ فنی" به طنین گامها و غرش برنوی تو نیاز دارد!
###
تاج الملوک!
جنازه ی غیاث نظام را
ناصرخان را
به سردی خاک نمی سپاری؟
یفرم خان را گیچ کدام حماسه کرده ای
که اینگونه
در کوچه پس کوچه های عبید زاکان بالا و پایین میرود
و با پر شالش
اشکهای غرورش را پاک می کند.
وقتی که تو پرچم روسیه را از سر در خانه ات پایین کشیدی
و خاک این سرزمین از اینکه زیر پای توست به خود می بالید

